محکم نباشد زندگی ما درد است
آسوده در این جهان نباید نشست
خوش باش در جهان دور و پیش
چون می گذرد عمر چه هشیار و چه مست
***
آن دم که همی نهند زیر سر خشت
معلوم شد که چه کسی راست چه کشت
هر کار نیک و بد که بر ما نوشت
یک راه به دوزخ است یک راه به بهشت
***
گر می طلبی مراد هستی این است
اسباب نشاط و تندرستی این است
هرچه که در دنیاست اباب غم است
بنیاد تمام حق پرستی این است
***
با دوست همیشه آشنا باید بود
از دشمن مکار جدا باید بود
چون دست واردی در کار است
زنهار به امید خدا خواهد بود
***
عشقی که وصالش آرزو خواهد بود
آن عشق بدون رنگ و بو خواهد بود
هر کس که به جز این در سر او خواهد بود
آن سر نبود بلکه کدو خواهد بود
***
دستور خدا و دین عمل باید کرد
از روی حقیقت بی دغل خواهد کرد
بیزار تو باش از راه و رسم بی خبران
آن وقت تناول به عمل باید کرد